سيد علي اكبر قرشي

221

قاموس قرآن ( فارسي )

رنگى است مخالف رنگ عمومى شىء يعنى : آنگاو زمين را شخم نميكند ، از عيوب سلامت است و يكرنگ است و خال ندارد اين لفظ يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است . وصب : * ( وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ . ) * * ( دُحُوراً وَلَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ ) * صافات : 8 و 9 . وصوب بمعنى ثبوت و دوام است « وصب الشّىء وصوبا : دام و ثبت » يعنى شياطين از هر طرف زده ميشوند تا مطرود گردند و براى آنهاست عذاب دائم . * ( وَلَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلَه الدِّينُ واصِباً أَ فَغَيْرَ الله تَتَّقُونَ ) * نحل : 52 . دين بمعنى طاعت و بندگى است يعنى اطاعت و بندگى بطور هميشه براى اوست و نبايد جز او را بپرستيد . آنچه در آسمانها و زمين است ملك اوست و بندگى هميشه براى اوست آيا از غير خدا ميترسيد و پرهيز ميكنيد ؟ ! اين لفظ فقط دو بار در قرآن مجيد آمده است . وصد : * ( هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ ) * بلد : 20 . وصد بمعنى بافتن ، و ثبوت آمده است « وصد الثّوب : نسجه » و گويند « وصد الشّىء » يعنى ثابت شد « وصد بالمكان » يعنى در مكان مقيم شد . ايصاد را بستن در و نيز در تنگنا قرار دادن گفته‌اند راغب گويد : « اوصدت الباب و آصدته : اغلقته و احكمته » شايد مراد از نار مؤصده پيوسته بودن آتش باشد يعنى درش بسته شده ديگر نجاتى از آن نيست يعنى : آنها اهل شومى و شقاوتند براى آنهاست آتشى در بسته . * ( وَكَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْه بِالْوَصِيدِ ) * كهف : 18 . سگشان بازوهاى خود را بر آستانه گشوده بود « الوصيد : الفناء » . وصف : ذكر چگونگى شىء ( ذكر اوصاف و خصوصيات شىء ) راغب ميگويد : وصف ذكر چيزى است با زيور و نعمت آن ، صفت حالتى است كه شىء بر آن قرار گرفته از زيور و نعمت . . . وصف گاهى حق و گاهى باطل است . * ( وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ ) * انبياء :